كوچه لبخند كوچه لبخند .

كوچه لبخند

،

واي از آن لحظه كه كارَت به نگاهي بكشد
كار و بارت به غمِ چشم سياهي بكشد

قصهام قصة سرباز غريبي شده كه
كار عشقَش به درِ خانة شاهي بكشد

اين خودش حس غريبيست، نميدانم چيست؟
اينكه هر روز مرا جانب راهي بكشد

عشق آن است كه رودي سرِ عاشق شدنَش
جاي دريا تنِ خود را ته چاهي بكشد

روزهاييست كه در آتش خود ميسوزم
آدمي خلق شده بار گناهي بكشد

گفته بودند كه سيگار مضر است ولي
هر كه عاشق شده رسم است كه گاهي بكشد

در خودم غرق...، گدايي سرِ كوچه ميگفت
واي از آن لحظه كه كارَت به نگاهي بكشد

برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ساعت: ۱۰:۵۵:۲۵ توسط:ياس بانو موضوع:

،

سلام


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ساعت: ۱۰:۴۶:۳۴ توسط:ياس بانو موضوع: